My_idol

part {1۵}.

همون‌طور که دستاش تو دستام بود بدون اینکه نگاهش رو ازم بگیره کمی اومد نزدیک تر و گفت :

جونگکوک : خیلی از میکاپت خودم اومد ات.
فکر کنم خیلی تابلوعه چون اگر عالی نبود انتخابت نمی‌کردم.
ولی واقعا خیلی خوب بودی دختر.
بهت افتخار میکنم.
دوست داری رو صورت منم قلم جادوییت حرکت بدی؟

وای لعنتی حرفاش خیلی قشنگ بود.
نتونستم جلوی لبخندی بگیرم و یک لبخند تا خود ایران تحویلش دادم🫪😁🤍

ات : خیل...ی ممنون.
فکرش نمی‌کردم خوشتون ....بیاد.
امیدوارم نا امیدتون...نکنم 🙂🤍

جونگکوک : قطعا که قراره سر بلندم کنی .
منتظر چی هستی ؟
بزن بریم که من واقعا ذوق زده ام که بدونم رو صورت من چی میشه هنرت.

تک خنده ای کردم و با صمیمیت گفتم.

ات : قطعا که عالی میشه آقای جئون 😁
چی بهتر از صورت شما برای این کار.؟
این صورت بدون میکاپ هم معرکه هست😁😁🤍

جونگکوک خنده خرگوشی تحویلم داد

جونگکوک : میتونی جونگکوک صدام کنی .
راحت باش.
ما اینجا فقط همکار نیستیم بلکه دوست هم هستیم.🙂🐇

دستاش رو آروم از دستم آزاد کرد و عقب کشید و راه رو برام باز کرد تا برم به سمت اتاق گریمشون.

سرم رو به عنوان احترام به پایین انداختم و رفتم بیرون .
جونگکوک هم از آقای مین خدافظی کرد و اومد سمت من.

جونگکوک : اماده هستی ؟

سرم رو با لبخند به بالا و پایین تکون دادم و رفتم سمت اتاق گریم.

جونگکوک وارد اتاق شد و کتش رو در آورد و انداخت روی صندلی.
دستای ورزیده اش به چشم میومد.
نشست رو صندلی و اه خسته ای گفت و به خودش تو آیینه نگاه کرد.

آروم رفتم سمتش و وسایلم رو چیدم رو میز جلوش .
به همه‌ی کارهام با لبخند نگاه میکرد...

یهو سکوت شکسته شد...


حمایت فراموش نشههه.
شرط پارت بعد...(شامل هر سه پارت.)
شانزده لایک 🤍🖤


#رمان
#فیک
#فیکشن
#سناریو
#چندپارتی
#عاشقانه
#اسمات
#جونگکوک
#ات
#my_idol
دیدگاه ها (۰)

My_idol

My_idol

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:¹¹چند لحظه همون‌جا ایستادم.بعد بال...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط